العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
6
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
نمايند و خيمهها را پشت سر و طرف راست و چپ خود قرار دهند . خلاصه خيمهها را طورى نصب كنند كه محيط بر آنان باشد غير از آن طرفى كه دشمن به ايشان رو آور ميشد . سپس امام حسين عليه السلام بجاى خود مراجعت نمود و كليهء آن شب را به نماز و استغفار و دعاء و تضرع مشغول شد . ياران آن بزرگوار نيز به نماز و استغفار و دعاء اشتغال يافتند . در كتاب : مناقب مينگارد : موقعى كه وقت سحر شد امام حسين عليه السلام مختصرى خواب رفت و بيدار شد و فرمود : آيا ميدانيد من در اين ساعت چه خوابى ديدم ؟ گفتند چه . چه خوابى ديدى يا ابن رسول اللَّه ؟ فرمود : ديدم گويا سگهائى به من حمله كردند كه مرا بگزند . در ميان آن سگها سگى بود ابلغ كه بيشتر به من حمله ميكرد . من اين طور گمان ميكنم : آن كسى كه در ميان اين گروه متصدى كشتن من مىشود شخصى ابرص يعنى بدنش لك و پيس باشد . سپس جدم رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله را با گروهى كه با آن حضرت بودند ديدم كه به من فرمود : يا بنى ! انت شهيد آل محمد يعنى اى پسر عزيزم ! تو شهيد آل محمّد صلى اللَّه عليهم اجمعين هستى . اهل آسمانها و اهل ملاء اعلى به استقبال تو آمدهاند . تو امشب بايد نزد من افطارى نمائى ، تعجيل كن ، تأخير مينداز ، اين ملكى است كه از آسمان نازل شده تا خون تو را بگيرد و در ميان شيشهء سبز جاى دهد . حقا كه امر شهادت من و كوچ كردن من از اين جهان نزديك گرديده است و در اين موضوع شكى نيست . شيخ مفيد مينگارد : ضحاك بن عبد اللَّه گفت : گروهى از لشكر ابن سعد مراقب ما بودند و از نزد ما عبور و مرور ميكردند و امام حسين عليه السلام اين آيه را تلاوت ميكرد : وَ لا يَحْسَبَن الَّذِين كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُم خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِم إِنَّما نُمْلِي لَهُم